آيلاآيلا، تا این لحظه: 16 سال و 17 روز سن داره

آیلا نازدونه مامان و بابا

تولد سه سالگی

    جشن تو جشن تولد تموم خوبی هاست جشن تو شروع زیبای تموم شادی هاست جشن تو طلوع یک روز مقدسه برام وقت شکرگزاری به سوی درگاه خداست عزیزم هدیه ی من برات یه دنیا عشقه زندگیم با بودنت درست مثله بهشته تو خونه سبد سبد گلهای سرخ و میخک عزیزم دوستت دارم تولدت مبارک تولدت مبارک، تولدت مبارک تولدت مبارک، تولدت مبارک امشب شب ما غرق گل و شادی و شوره از جشن ستاره آسمون یه پارچه نوره امشب خونمون پر از طنین دلنوازه تو کوچه پر از نوای دلنشین سازه عزیزم هدیه ی من برات یه دنیا عشقه زندگیم با بودنت درست مثله بهشته تو خونه سبد سبد گلهای سرخ و میخک عزیزم دوستت دارم تولدت مبارک امشب تو ببین چ...
19 مهر 1392

جشن تولد سه سالگی در مهد

امسال قرار شده که جشن تولد سه سالگی خانمی رو تو مهد برگزار کنیم .عکسها تو پستهای بعدی .آیلا هم حسابی ذوق داره تازه امروز هم تو مهدشون تولد هست وقتی صبح از خواب بیدار شد ، گفتم زود باش امروز تولد هست برگشت به من گفت چی می پوشم شلوار؟ بعد که من گفتن بله می گه نه من پیراهن می خوام بله آیلا خانم پیرهن پوشید تا به تولد بره خوش بگذره خانمی .  از حالا هم تولد مبارک عشق مامان و بابا ...
17 مهر 1392

عکسهای آتلیه

اوه بالاخره بعد از حدود سه ماه، عمو مهدی عکسهای آیلایی رو آماده کرد دستشون درد نکنه   انگشتاشو چه تو هم فرو برده . قربونت بشم یکم لبخند خوب اینجا بهتر شده . خانم کوچولو کجا با این عجله مامانی چرا اینهمه عصبانی نه دیگه کار خرید جدی شد چون خانمی هم کلاه به سر شده هم دو تا کیف برداشته  . به سلامت  جوجه کوچولوی مامان   داری باله می رقصی نه اشتباه نکردی ادامه بده . فندق جونم   ...
13 دی 1391

عکس تولد

دختر نازم تولد مبارک   این هم آیلای شادان در کنار کیک تولد و هدایاش    چه با دقت داره به حرکت قطارش نگاه می کنه هنوز هیچ کسی نیومده من اسمارتیزها رو امتحان کنم واقعا خوشمزه هست چه با حال هم داره شمع رو فوت می کنه این هم الوین کوچولو . آیلا می پرسه اینطوری بایستم و کیک رو ببرم خوبه ای جانم چه دست الوینم گرفته الوین جون یاد بگیر اینطوری کیک می برن حالا یک عکس دونفری خوب دیگه حالا گریه نکن خوب این هم از مراسم الان شروع کنین به اسمارتیز خوردن . جانمی جان   ...
29 مهر 1391

کیک های تولد

ا مسال به دلیل پاره ای مسائل نتونسیم برا خانم گلی تولد مفصلی بگیریم در نتیجه چند بار کیک درست کردم و چندین تولد گرفتیم البته فکر می کنم برای آیلایی که بد نگذشته چون عاشق فوت کردن شمع شده و برای چندین و چند بار می خواست شمع فوت کنه این چند تا عکس هم از کیکهاش هست  در ضمن برای تولدش به آتلیه رفتیم که نازدونه اصلا همکاری نکرد فکر نکنید که گریه می کردنه خیر بلکه می گفت اصلا لازم نیست عکس بندازیم تازه آخر کار هم با گریه از آتلیه خارج شد و این دو تا عکسم من در ضمن آماده شدن ازش گرفتم ( با پوزش که تار افتاده )     این هم عکسهای گرفته توسط مامانی در آتلیه     ...
22 مهر 1391

داستان تولد فندق کوچولو

      18 مهر 1389 صبح زود حدود 5 بابایی برای تشکیل پرونده به بیمارستان رفت در بیمارستان گفته بودند خود مریض هم بیاد و در نتیجه بابایی دست خالی برگشته بود  از اونجایی که مامانی هم خیلی دلش برا عمل رضا نمی داد دائم دست دست می کرد در نتیجه کمی دیر به بیمارستان رسیدیم  ماماما زودتر از ما رسیده بود که یک دفعه خانم دکتر آمد و گفت پس کجایید و دست مامانی رو گرفت و با خودش برد تا پرستارها مامانی رو برا عمل آماده کنند . بابایی هم زود زود به مسئول بانک خون بند ناف تلفن می کرد تا زودتر برسه چون خانم دکتر خیلی عجله داشت . مامانی تو اتاق عمل دراز کشیده بود و در حال صحبت با خانم دکتر مهربون بود که بالاخره مسئو...
18 مهر 1391

جشن تولد یکسالگی

بالاخره با بیش از یک ماه تاخیر جشن تولد کوچولویی برای نازدونه خانوم گرفتیم آخ جون چه زر ورقهایی این شیطونک در عرض چند ثانیه به طور برق آسایی همه را پاره پوره کرد چه نگاه مظلومانه ایی نه بابا انگار واقعا برام جشن تولد گرفتن آیلا و ائلمان جون بچه همگی بیایید جشن تولدمه  این هم از بادکنک که ترکوندم آیلا و بابابزرگ مهربونش چه جای گرم و نرمی آیلا بعد از تولد در حال استراحت روی پاهای هدیه خاله ( حسنا بابا هم منو کنا...
26 آذر 1390

جشن تولد دوباره

پنج شنبه پیش ٣/٩/٩٠یک جشن تولد کوچولو در منزل خاله سرور بر پا کردیم صرفا برای تفریح و خنده بود این کیک بدون تخم مرغ رو هم مامانی برام پخته آخه من به کیک علاقه زیادی دارم از طرفی به تخم مرغ هم حساسیت دارم (  تزئین با کم ترین امکانات و زمان انجام شده ) چنانچه ملاحظه می فرمایید موهامو هم خاله نوشین به این شکل شونه کردن در این وضعیت هم دست از میوه خوری نمی کشم ...
10 آذر 1390

تولدت مبارک

    بازم شادي و بوسه ، گلاي سرخ و ميخک ميگن کهنه نمي شه تولدت مبارک تو اين روز طلايي تو اومدي به دنيا و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما تو تقويما نوشتيم تو اين ماه و تو اين روز از اسمون فرستاد خدا يه ماه زيبا يه کيک خيلي خوش طعم ،با چند تا شمع روشن يکي به نيت تو يکي از طرف من الهي که هزارسال همين جشنو بگيريم به خاطر و جودت به افتخار بودن تو اين روز پر از عشق تو با خنده شکفتي با يه گريه ي ساده به دنيا بله گفتي ببين تو اسمونا پر از نور و پرندس تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس تا تو هستي و چشمات بهونه س واسه خوندن همين شع...
18 مهر 1390